علي بن الحسن الطبرسي ( مترجم : عطاردى )
244
مشكاة الأنوار في غرر الأخبار ( مشكاة الانوار در اخلاق و موعظه ) ( فارسى )
سودى مىتواند ببرد . ( 1 ) 2 . امام باقر عليه السّلام فرمود : عيسى بن مريم صلوات اللَّه عليه از يك آبادى عبور كردند كه اهل آن مرده بودند حتى حيوانات و پرندگان هم از بين رفته بودند عيسى گفت : اينها بايد در اثر غضب مرده باشند ، اگر متفرق مرده بودند همديگر را دفن مىكردند . حواريون گفتند : يا روح اللَّه از خداوند بخواه آنها را زنده كند تا آنها از اعمال خود سخن بگويند و ما از آن اعمال دورى كنيم ، عيسى در اين جا دست به دعا برداشت و از فضا صدائى آمد كه آن مردگان را بخوان عيسى در هنگام شب برخاست و در يك بلندى قرار گرفت و گفت : واى بر شما اعمال شما چه بود ؟ گفتند : ما طاغوت را عبادت مىكرديم و دنيا را دوست داشتيم و دنبال آرزوهاى دور و دراز مىرفتيم و اوقات خود را در لهويات و بازى مىگذرانديم گفت : شما چگونه دنيا را دوست مىداشتيد گفت : مانند كودك مادر را . هر گاه دنيا به ما روى مىآورد خوشحال مىشديم و هر گاه پشت مىكرد ناراحت مىگرديديم ، گفت : شما طاغوت را چگونه عبادت مىكرديد ؟ گفتند : از معصيتكاران اطاعت مىكرديم ، گفت : عاقبت شما چگونه شد ، گفتند : شب به خواب رفتيم و صبح خود را در عذاب گرفتار ديديم و وارد سجين شديم . عيسى عليه السّلام گفت : سجين چيست ؟ گفتند : كوههائى از آتش است كه تا روز قيامت بر ما حرارت و گرمى دارند و گداخته مىباشند ، گفت : شما چه گفتيد و آنها چه گفتند ؟ پاسخ دادند ما به آنها گفتيم ما را به دنيا برگردانيد تا كارهاى خوب انجام دهيم به ما گفتند دروغ مىگوئيم . عيسى عليه السّلام گفت : پس چرا از ميان اين همه مردم فقط شما با من سخن مىگوئيد . گفت : يا روح اللَّه آنها لگامهاى آتشين در دهان دارند و فرشتگان غلاظ و شداد مهار آنها را در دست دارند ، من در ميان اين قوم بودم ولى در اعمال آنها شركت نداشتم .